گشته شاد از همتتان، روح امام
آفرین گویــد به شــما، رهـبــرتان
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم آذر 1389ساعت 21:44  توسط نه این نه اون
|
با من غریبه، گی نکن
با من که در گیر توام
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم شهریور 1389ساعت 20:37  توسط نه این نه اون
|
نون و پنیر آوُردیم
دخترتونو بردیم
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389ساعت 12:30  توسط نه این نه اون
|
جهت به چالش کشیدن عدل الهی کافیه به لال نبودن «مدیر جهان» دکتر م.ا. اشاره کرد.
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم مرداد 1389ساعت 23:7  توسط نه این نه اون
|
«شاید مادر شما عمهی دیگری باشد.»
ستاد بزرگداشت مقام عمه
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم مرداد 1389ساعت 11:40  توسط این
|
به نظر من علم بهتر از ثروته... چون کسی که علم داره میتونه ثروت داشته باشه، ولی کسی که ثروت داره نمیتونه علم داشته باشه
با تشکر از برنامهی خوبتون
قمبری هستم از برازجان
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم تیر 1389ساعت 20:27  توسط این
|
شما خبر ندارین، یه زمانی سوپراستار همون پور.ناستار بود
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389ساعت 15:35  توسط نه این نه اون
|
و همچنان جمعآوری همسرانِ گزارشگر فوتبال محبوبِ رسانهی ملی یکی از مشکلات اصلیِ شهرداری تهران است.
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم تیر 1389ساعت 0:43  توسط نه این نه اون
|
نمه نمه، بیا تو بغلم
+ نوشته شده در دوشنبه دهم اسفند 1388ساعت 22:30  توسط نه این نه اون
|
من نبودم دستم بود
تقصیر آستینم بود
آستینم مال کتم بود
کتم مال بابام بود
پس تقصیر بابام بود
بیشک شعر فوق قویترین استدلالی است که در زبان فارسی شنیدهام.
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم اسفند 1388ساعت 8:45  توسط این
|
من به یه نتیجهای رسیدم: آخوندا دقیقا از وقتی که عباشون میافته مزخرف گفتنشون اوج میگیره.
پ.ن: استثناء هم نداره
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 2:5  توسط این
|
رندانه به جای عکس خود عکسی را قرار داد که در آن نوشته شده بود:
"به علت بالا رفتن آمار خودکشی از نصب عکس معذوریم."
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم دی 1388ساعت 19:53  توسط این
|
دروغگو دشمن خداست
+ نوشته شده در سه شنبه یکم دی 1388ساعت 20:51  توسط نه این نه اون
|
من، بیمهی ناب، زیستن نتوانم
- خیام به سعی این
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 13:13  توسط این
|
دانشجوی واقعی
همت بود و باکری
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 0:54  توسط این
|
دانشجویانِ درکه را آزاد کنید!
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 23:30  توسط اون
|
این زنای چهل پنجاه ساله هستن که تا ده نفر جمع می شن داد می زنن الله اکبر ، اونا
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 20:53  توسط نه این نه اون
|
یک سؤال: چرا دختران همدیگر را عزیزم خطاب میکنند و آخر جملاتشان برای هم *: میفرستند؟
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 2:0  توسط این
|
شما هم تو کتابفروشی وقتی کتابی رو برمیدارین، قبل از هر چیز -دقیقاً قبل از هر چیز- به قیمتش نگاه میکنید؟
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 19:8  توسط این
|
عمّهش به من نمیده...
+ نوشته شده در جمعه ششم آذر 1388ساعت 10:18  توسط این
|